الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

323

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

ايشان را بر ديگران مقدّم بدارند . به او گفتند : حالا كجا هستند ؟ گفت : من در حالى ايشان را ترك كردم كه دويست تن از ايشان به رياست و بر بن عليم تجمع كرده بودند . گفتند : ما را پيش ايشان ببر . گفت : به شرط اينكه به من امان دهيد . گفتند : اگر ما را به آن‌ها و چارپايانشان راهنمايى كنى در امانى ، و گرنه در امان نيستى . گفت : باشد . به عنوان راهنما با ايشان حركت كرد تا اينكه به او شك كردند . وى آنان را به ارتفاعات و تپه‌هاى كوچكى برد و سپس به دشت وسيعى رسانيد كه در آنجا شتران و گوسفندان زيادى بود و گفت : اين شتران و گوسفندان از آن ايشان است . [ مسلمانان ] حمله كردند و شتران و گوسفندان را جمع‌آورى كردند . جاسوس گفت : مرا رها كنيد . گفتند : نه ، تا موقعى كه از تعقيب در امان باشيم . چوپانان متوجه قضيه شدند ، به سوى بنى سعد فرار كرده و دربارهء آمدن دشمن هشدار دادند . آنان پراكنده گشتند و فرار كردند . گفت : ديگر براى چه مرا نگه داشته‌اى ؟ اعراب متفرق شده‌اند و چوپانان آن‌ها را ترسانده‌اند . على - عليه السلام - فرمود : ما به اردوى آنان نرسيديم . وى آنان را به اردو برد ، كسى را نديدند . پس او را رها كردند . شتران و گوسفندان را با خود بردند . پانصد شتر بود و دو هزار گوسفند . نظر نگارنده : فقها متعرّض مسألهء استعانت از مشركين در جهاد شده‌اند ، ولى نديده بودم كسى متعرّض خود مسألهء استخدام جاسوس كافر شده باشد كه از اين روايت - با قطع نظر از صحت سند - ظاهرا جواز آن به صورت مطلق فهميده مىشود چنان كه روايت دلالت مىكند چنين شخصى مهدور الدم است به اين قرينه كه امير المؤمنين - عليه السلام - وى را عفو كرد . آراى فقيهان شيعه ( قائل به تعزير ) 1 . شيخ طوسى : اگر مسلمانى براى كافر حربى جاسوسى كرد ، به آنان نامه نوشت و در مورد مسلمانان اطلاعات داد با اين كار قتلش مباح نمىشود ؛ زيرا حاطب بن ابى بلتعه به اهل مكه نامه نوشت و اخبار مسلمانان را به ايشان داد ، ولى پيامبر قتل او را مباح نكرد . . . امام مىتواند از او درگذرد و مىتواند تعزيرش كند ؛ چون پيامبر از حاطب درگذشت . « 1 » 2 . ابن برّاج طرابلسى : مسأله : وقتى كسى براى كافر حربى جاسوسى كرد و اخبار

--> ( 1 ) . مبسوط ، ج 2 ، ص 15 .